Friday, November 11, 2011

مردمسالاری را باید همیشه تعریف کرد.


سالهاست در مورد دمکراسی و مردمسالاری می نویسیم اما از آنجاییکه ایران ما همیشه زیر یوغ دیکتاتور ها بوده اکثر مردم ما شناخت و آگاهی کامل از سیستم مردمسالاری ندارند. از اینجهت پرداختن به اساس دمکراسی همیشه جالب و مفید است. 

مردمسالاری یعنی تصمیم گیری و مشارکت مستقل، آزادانه و عادلانه ی مردم در امور کشور.


 عنصر های این تعریف کلی اینها هستند: مردم - سالاری (تصمیم گیری) - مشارکت - مستقل - آزادانه - و امور کشور
و برای درک صحیح این سیستم باید تعریف صحیح از تک تک عناصر این سیستم داشته باشیم. 

مردم: یعنی کل مردم نه یک قشر خاص، یک ایل خاص،  یک گروه  خاص، بلکه تمام مردم از چپ تا راست از کافر تا مذهبی؛ از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق کشور و هر فردی که زنده است و حق زندگی کردن در آن جامعه را دارد. پس اولین شرط دمکراسی این است که مردم شامل همه ی گروه ها و قشر ها و افراد آن سیستم  بشود. و همه ی آنها از حقوق قانونی و عرفی برابر و مساوی برخوردار باشند. اگر گروه و یا قشر و یا ایلی از حقوق بیشتری نسبت به دیگر ان برخوردار باشد سیستم مردمسالاری از کار می افتد و بمرور زمان از بین می رود و سیستم مردم سالاری تبدیل به دیکتاتوری می شود. 

سالاری: یعنی تصمیم گیر؛ رئیس؛ حرف آخر زن؛ و  آتوریته؛ 
این به این معناست که مردم از طریق نمایندگانشان در مجلس و دستگاه اجرایی (رئیس جمهور یا نخست وزیر) که از بین نامزدهای انتخاباتی که فقط از فیلتر قانون عبور کرده اند- نه از فیلتر یک شورا و یا یک گروه چند نفری خاص - و خودشان بدون دخالت دیگران انتخاب کرده اند آنچه را که می پسندند و می خواهند -  در رابطه با سیاست های داخلی و خارجی - تصمیم می گیرند. 
مردم نامز دهای انتخاباتی را خودشان آزادانه انتخاب می کنند و کسی یا کسانی هیچ حق دخالت مستقیم و یا غیر مستقیم در این .انتخابات را ندارند. اگر کس یا کسانی در این انتخابات هرگونه دخالتی داشته باشد، سیستم دیگر مردم سالاری نیست.
 برای نامزد شدن در انتخابات آزاد حتما باید مجموعه شرایطی وجود داشته باشد. اما این شرایط نباید طوری باشند که فقط یک عده ی خاصی با  نگرش و عقاید خاصی بتوانند در آن شرکت کنند. شرایط نباید حاد باشند. شرایط نباید شامل مذهب و عقیده و ایدئولوژی، قوم، قشر، نژاد، و اینها باشد. اما شرایطی هستند که نماینده های مردم در نهاد های تصمیم گیرنده باید دارا باشند: باید ملیت ایرانی داشته باشند، حداقل تحصیلاتشان باید یک سطحی که قانون تعیین می کند باشد, و پاک باشند یعنی هیچگونه سو سابقه ی جزایی و مدنی  نداشته باشند.  قرار دادن شرایط مضاف بر این شرایط، سیستم مردم سالاری را مخدوش می کند و بمرور زمان از بین میبرد و سیستم مردم سالاری به دیکتاتوری فردی و یا گروهی و یا مافیایی تبدیل می شود.

مشارکت - در سیستم مردمسالاری، مردم باید در انتخاباتِ آزاد و پاک بدون دخالت هیچ فرد یا گروهی شرکت کنند و باید نامزد انتخاباتی را که می پسندند را خودشان بدون فشار و یا تهدید و یا تاثیر از سوی دیگران، آزادانه انتخاب کنند.   اما مشارکت در سیستم مردمسالاری بسیار فراتر از این شرکت سالیانه یا هر چهار سال یکبار در انتخابات مجلس (مقننه یا قانونگذار) و یا نهاد اجرایی (رئیس جمهور یا نخست وزیر) است. در سیستم مردمسالاری مردم در امور سیاسی و اجتماعی و مدنی کشورشان روزانه شرکت می کنند. شرکت مردم در امور جامعه شان در موازات با زندگی روزمره ی آنهاست. به این معنا که همیشه در جریان آنچه که در کشورشان رخ می دهد هستند و در موردش نظر و عقیده دارند. به قوانین شهروندی احترام می گذارند واجرا می کنند و دیگران را دعوت به احترام و اجرای قوانین می کنند. هنگام رانندگی قوانین و آئین نامه ی رانندگی را اجرا می کنند و کسانی را که این قوانین را می شکنند به پلیس گزارش می کنند. دزدی نمی کنند و دزد را به پلیس گزارش می کنند. تقلب نمی کنند و متقلب  را گزارش می کنند و پی گیری می کنند تا شاهد تنبیه خلافکاران باشند.  در امور محلی و تصمیم گیری محلی شرکت می کنند. اینها مشارکت است. اینها مردمسالاری است. مردم تصمیم می گیرند چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است. چه عملی زشت و ناپسند است و چه عملی قابل قبول است. این به این معنا نیست که مردم در گوشه و کنار شهر با یکدیگر درگیر فیزیکی شوند. زیرا درگیر فیزیکی شدن طبق قوانین جزایی کشور  پیگیری و مجازات دارد.  بعنوان مثال اگر زنان ما بیکباره می خواهند لخت و عور در خیابان ها ظاهر شوند کسی حق ندارد به آنها حمله ی فیزیکی کند کسی که اینکار را می کند باید مجازات شود. اما این مورد می تواند در رسانه های عمومی به بحث گذاشته شود و مخالفان و موافقان در موردش گفتگو کنند و ممکن است این گفتگو ها به نتیجه ای نرسد اما مردم خودشان قضاوت میکنند و همیشه یک حالت نه سیخ بسوزد نه کباب بوجود می آید. بعنوان مثال اگر دامنشان کوتاه است شاید بخاطر احترام به دیگران دامنشان را بلندتر کنند!  به هر حال مشارکت مردم در گفتگو ها و بحث ها در رسانه های دسته جمعی است که عرف و فرهنگ یک جامعه مردمسالاری را مشخص می کند نه یک عده ی خاصی با عقاید خاص مانند روحانیان.

مستقل - استقلال مردم در مردمسالاری بسیار حیاتی است. اگر مردم مستقل نباشند مردمسالاری بوجود نمی آید. کشور باید مستقل باشد. هیچگونه وابستگی به بیگانه نداشته باشد. درغیر اینصورت سیستم مردمسالاری هرگز بوجود نمی آید زیرا منافع  بیگانه همیشه با منافع مردم در تضاد است و بیگانه اجازه ی بوجود آمدن سیستم مردمسالاری را نمی دهد. همچنین مردم نباید زیر فشار گروه یا فرقه و یا عرف و یا سنت خاصی باشند. رسانه ها و مطبوعات و رادیو تلویزیون باید مستقل از دولت باشند و یا حداقل رسانه های مستقل هم موجود باشند. 

 آزادانه - آزادی شرط اول سیستم مردمسالاری است. مردم باید آزاد باشند تا بتوانند در امور کشورشان مشارکت داشته باشند. آزادی بیان اساسی ترین آزادی در سیستم مردمسالاری است. مردم باید آزاد باشند عقاید خود را بدون ترس  مطرح کنندو از گزند هرگونه تهدید و یا تلافی در مصونیت باشند. رسانه های عمومی و مطبوعات باید از آزادی بیان برخوردار باشند و بتوانند هر مطلبی را در چارچوب قانون مطرح کنند و در موردش جستجو  کنند و گزارش بنویسند. خبرنگاری و ژرنالیسم جستجویی و تحقیقی باید آزاد باشد تا مردم بتوانند آزادانه از این طریق بر اعمال افرادی که مستقیم یا غیر مستقیم در امور کشور دخالت دارند، مانند نمایندگان و دیگر سران و رهبران و تاثیر گذاران جامعه نظارت داشته باشند تا از گسترش فساد و دزدی ها  و تقلب ها جلوگیری کنند. و یا در مورد هر مبحثی اعم از مذهبی، عقیدتی، ایدئولوژیکی،  اجتماعی، قانونی و یا مدنی آزادانه بدون هیچ ترسی  بحث و گفتگو کنند. 

عادلانه - دستگاه قصایی کشور باید عادل باشد. باید پاک و مستقل باشد. قوانین کشور باید بر اساس وجدان انسان مدرن و قوانین شهروندی مدرن و انسانی باشند و باید حقوق انسانی و اولیه ی همه ی گروه ها و اقشار و افراد جامعه را حمایت و حفاظت کند.  همه در برابر قانون باید برابر باشند. هیچکس از گزند قانون نباید مصون باشد. یک قانون باید برای همه باشد. دستگاه قضایی کشور اگر مستقل نباشدو اگر دست نشانده ی گروه و یا فرد خاصی باشد عدالت برقرار نمی شود و فساد در جامعه بطرز غیر قابل کنترل رخنه می کند و ریشه ای میشود. مردم باید قادر باشند تا از رهبران و مقامات عالی کشور به دادگاه های صالح و عادل و مستقل شکایت کنند و ناظر پیگیری شکایتشان باشند. وکلا باید آزاد باشند تا از هر فرد و یا گروهی آزادانه و بدون ترس و یا فشار و سانسور دفاع کنند.  

وامور کشوری - امور کشور شامل همه ی امور اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قانونی، و مدنی می شود. مردم باید حق مشارکت و نظارت بر همه ی این امور را مستقیم و غیر مستقیم از طریق نمایندگانشان داشته باشند. مجلس باید علنی باشد تا مردم بتوانند آزدانه در تصمیم گیری های نمایندگان و جلسه های آنها نظاره گر باشند. در امور اقتصادی بعنوان مثال مردم باید حق داشته باشند تا در مورد سیاست هایی که سیاستمداران و قانون گزاران اخذ می کنند چنانچه به زیانشان تمام میشود حق شکایت و یا درخواست بازنگری داشته باشند. امور اجتمایی شامل مسایل مربوط به امور مذاهب، عرف و سنت های فرهنگی مانند جشنهای ملی، مسایل اجتمایی و فرهنگی مربوط به اموزش و پرورش، بهداری و سلامتی جامعه، فقرا و تهی دستان و بیکاران و این قبیل می شود و مردم باید حق شرکت و نظارت و ابراز عقیده در این امور را داشته باشند. در مورد قوانین مردم باید حق بازخواست و بازنگری از طریق دادگاه و پروسه های قانونی را داشته باشند. باید بتوانند چنانچه قانونی مشخص می شود ناقص است و یا نا عادلانه است را از طریق مراحل قانونی خواستار اصلاح آن شوند. امور مدنی و شهروندی مانند طرز برخورد های روزانه در خیابان ها و کوچه و بازار، راهنمایی و رانندگی، آلودگی هوای شهر و پاکی و تمیزی شهر و کوچه و خیابان و پارک ها و غیره.

مردمسالاری یعنی تصمیم گیری و مشارکت مستقل، آزادانه و عادلانه ی مردم در امور کشور.

خیلی خوب میشد دانشجو یان دلسوز ما در ایران جزوه ای در این رابطه تهیه می کردند، البته با زبانی آسانتر و در کل کشور پخشمی کردند تا  همه ی مردم ما از شهر و روستا تا دور افتاده ترین دهات ها با سیستم مردمسالاری آشنا می شدند. این آگاهی برای رسیدن به دمکراسی و استقلال و عدالت خیلی کمک می کند
اردشیر دولت

0 comments:

Post a Comment